کتاب “مدیر یک دقیقهای” (The One Minute Manager) که در سال ۱۹۸۲ توسط کن بلانچارد و اسپنسر جانسون Ken Blanchard and Spencer Johnson نوشته شد، نه یک کتاب تئوری خشک دانشگاهی، بلکه یک حکایت کوتاه و کاربردی است.
این کتاب در قالب داستانی ساده و الهامبخش، انقلابی در دیدگاههای سنتی مدیریت ایجاد کرد و به میلیونها نفر نشان داد که اثربخشی در رهبری، نیازی به صرف ساعتها وقت یا پیچیدگی ندارد.
نظریه اصلی کتاب: مدیریت در لحظه و اهمیت دادن به افراد
تز اصلی کتاب این است که بهترین مدیران کسانی هستند که مؤثرترین زمان را در کمترین زمان ممکن صرف میکنند. نویسندگان کتاب مدی ریک دقیقه ای این نظریه را در سه اصل بسیار ساده و در عین حال قدرتمند خلاصه میکنند که مدیران میتوانند برای افزایش بهرهوری و انگیزه کارمندان به کار گیرند:
اهمیت دادن به افراد:
مدیر یک دقیقهای معتقد است که کارمندان مهمترین دارایی سازمان هستند و احساس خوب آنان نسبت به خودشان، بهرهوری را افزایش میدهد.
وضوح و سادگی:
اهداف باید در چند خط و حداکثر در یک دقیقهقابل خواندن باشند. بازخوردها نیز سریع، مستقیم و در یک دقیقه ارائه شوند.
تغییر از درون:
مدیر یک دقیقهای موفقیت خود را در گرو موفقیت کارکنانش میداند و به رشد آنان کمک میکند.
ساختار روایی: جستجوی مدیر ایدهآل
کتاب داستان یک مرد جوان را روایت میکند که به دنبال یک مدیر مؤثر و موفق میگردد. او در نهایت مدیر یک دقیقهای را پیدا میکند که راز موفقیت خود را در سه اصل ساده توضیح میدهد:
هدفگذاری یک دقیقهای (One Minute Goal Setting)
تمجیدهای یک دقیقهای (One Minute Praisings)
انتقادهای یک دقیقهای (One Minute Reprimands)
تمرکز این سه اصل بر این است که زمان مورد نیاز برای بازخورد، مستقیماً با اثربخشی آن ارتباط دارد.
سه راز مدیریت یک دقیقهای 🔑
کتاب “مدیر یک دقیقهای”، کل فرآیند مدیریت را به سه اصل ساده اما عمیق تقسیم میکند که همگی در هدف مشترک بهرهوری و ایجاد انگیزه درونی، یکپارچه هستند. این سه راز، نقشه راه مدیریت مؤثر و سریع را تشکیل میدهند:
۱. راز اول: هدفگذاری یک دقیقهای (The One Minute Goal Setting) 🎯
مفهوم: هدفگذاری باید سریع، شفاف و قابل اندازهگیری باشد.
روش اجرا: در ابتدای هر کار یا نقش، اهداف اصلی را روی یک صفحه (کمتر از ۲۵۰ کلمه که خواندن آن کمتر از یک دقیقه طول بکشد) بنویسید. این کار، استانداردهای عملکرد را برای همه واضح میکند.
هدف: شفافیت، اساس عملکرد خوب است. اگر افراد ندانند از آنها چه انتظاری میرود، نمیتوانند عملکرد خوبی داشته باشند.
۲. راز دوم: تمجیدهای یک دقیقهای (The One Minute Praisings) 👍
مفهوم: بازخورد مثبت باید سریع، عمومی و مشخص باشد.
روش اجرا: وقتی کارمند یا عضوی از تیم، کارش را درست انجام میدهد، در همان لحظه و در صورت امکان در حضور دیگران، او را ستایش کنید. دقیقاً آنچه را که درست انجام داده بگویید و توضیح دهید که این کار چه کمکی به سازمان میکند.
هدف: تمجید فوری، رفتار مطلوب را تقویت میکند و به افراد کمک میکند که درباره خودشان احساس خوبی داشته باشند و آن رفتار را تکرار کنند.
۳. راز سوم: انتقادهای یک دقیقهای (The One Minute Reprimands) ⚠️
مفهوم: بازخورد منفی باید سریع، متمرکز و با حمایت همراه باشد.
روش اجرا: انتقاد باید فوری و در خلوت باشد. ابتدا، به صراحت بگویید که آنها چه اشتباهی مرتکب شدهاند (انتقاد از عملکرد، نه شخصیت). سپس، به آنها یادآوری کنید که فردی باارزش هستند و به تواناییهایشان اعتقاد دارید.
هدف: انتقال این پیام که “ما عملکرد تو را نقد میکنیم، نه خود تو را.“ این کار به حفظ عزت نفس فرد کمک میکند و او را برای اصلاح تشویق مینماید.
نتیجهگیری ساختار: این سه اصل ساده، یک چرخه بازخورد مستمر و سریع را ایجاد میکند که بر اساس وضوح، انگیزه و اصلاح دلسوزانه استوار است.
بسیار خوب. اکنون به سراغ تحلیل عمیق کتاب میرویم و بر روی دو راز اولیهی مدیر یک دقیقهای تمرکز میکنیم که ستونهای وضوح و انگیزه در مدیریت مدرن هستند.


Subscribe
Report
My comments