بیزینس کوچینگ چیست و بیزینس کوچ کیست؟ کوچینگ کسب و کار (Business Coaching) فرآیندی است که طی آن، یک مشاور و مربی متخصص در علوم کسبوکار، مدیریت، مهارتهای نرم و سخت و غیره، صاحب یک فعالیت تجاری را در مسیر رسیدن به اهداف تجاریاش راهنمایی میکند.
مطابق تعریف برایان تریسی (Brian Tracy) یکی از معروفترین نویسندههای حوزهی تجارت که خود یک کارآفرین (Entrepreneur) برتر نیز محسوب میشود؛ بیزینس کوچ (Business Coach) خود کارآفرینی باتجربه و موفق است که تصمیم گرفته از استعداد آموزگاری و نیز تجاربش برای کمک به سایر کارآفرینان استفاده کند.
آنچه ما بهعنوان متقاضی راهنمایی از مربی کسبوکار دریافت میکنیم، بسته به انتظارات، اهداف، نقاط ضعف و قوت فعلی و دیگر جزئیات خودمان و کسبوکارمان متفاوت است. اما اگر بپرسید که هدف بیزینس کوچینگ چیست؟ پاسخ را شاید بتوان در یک کلمه خلاصه کرد؛ و آن کلمه «رشد» است.
یک مربی کسبوکار خوب، علاوه بر داشتن دانش بهروز و اطلاع از روندهای تجارت در دنیای بهشدت درحالتغییر امروز، باید شنوندهای توانا، توانمند در حل مسئله و دارای روحیهی همدلی و دلسوزی باشد.
بیزینس کوچینگ چگونه کار میکند؟
بیزینس کوچ آموزش خود را از هرچیزی که به برند شما مربوط میشود شروع میکند. از ارزشهایی که برای برند خود تعریف کردهاید تا مشتریان هدفمند شما. در تمام چالشهایی که پیش روی شما قرار دارند، قدم به قدم همراه شماست. این فرآیند به طور کلی در 5 مرحله انجام میشود. در زیر، به طور خلاصه خواهید دید که مراحل اصلی فرآیند بیزینس کوچینگ چیست و چگونه انجام میشود:
1) ارزیابی اولیه در جلسات مقدماتی:
در این جلسات، مربی و مشتری آشناییت بیشتری پیدا میکنند و اهداف، چالشها و نیازهای کسبوکار را بررسی خواهند کرد.
مربی برای درک کاملی از وضعیت فعلی کسبوکار و آنچه مشتری میخواهد سوالات متعددی میپرسد. در این مرحله، مربی و مشتری در مورد اینکه آیا بیزینس کوچینگ مناسب آنها است یا خیر، تصمیم میگیرند.
2) تعیین اهداف و اولویتها:
وقتی بیزینس کوچ از همۀ جوانب کسبوکار شما آگاه شد و امکانات متنوع و گوناگون آن را بررسی کرد، نوبت به تصویر شخصی شما و اهدافتان از کسبوکار میرسد. در این مرحله بیزینس کوچ نگاه شما را بررسی میکند و به شما کمک میکند که تصویر روشنتری از کسبوکار خود داشته باشید. آیا به دنبال برندینگ و شناخته شدن هستید، یا صرفا به یک درآمد میلیاردی فکر میکنید؟ تمام اینها در اهداف و تصمیمیات شما تاثیر گذار است.
3) ایجاد برنامه عملیاتی و اجرایی:
پس از تعیین اهداف و اولویتها، بیزینس کوچ به شما کمک میکند برای تیم خود اهداف مفید و قابل دستیابی مشخص کنید و تیم خود را در جهت درست حرکت دهید. این اهداف دقیقا همان چیزهایی هستند که شما برای رشد و موفقیت کسبوکار خود به آن نیاز دارید. در نهایت با کمک بیزینس کوچ، خود شما برای کسبوکارتان مجموعهای از استراتژیها و برنامهها را طراحی کنید تا در مسیر اهداف خود قرار بگیرید.
4) اجرا و پشتیبانی:
حالا نوبت اجرا و پیادهسازی است! تمام مراحل با پشتیبانی بیزینس کوچ صورت میگیرد. این حمایت میتواند شامل ارائه راهنمایی، تشویق، بازخورد و مسئولیتپذیری باشد.
کوچ منظم با مراجع ملاقات میکند تا روند پیشرفت را دنبال کند و در صورت نیاز تغییراتی در برنامه ایجاد کند.
5)پایش، بازخورد و کنترل:
بیزینس کوچ به طور منظم با مراجع برای ارزیابی پیشرفت به سمت اهداف و هماهنگی برنامه با نیازهای کسبوکار همکاری میکند. این کار باعث میشود مراجع مطمئن شود در مسیر درست قرار دارد. اگر بعد از انجام این مراحل راهکاری بهتر پیدا کردند که به رشد کسبوکار منجر میشود، این مراحل را مجددا تکرار خواهند کرد.
نکات مهم:
- فرآیند بیزینس کوچینگ مدام تکرار میشود که معمولاً چندین ماه یا حتی چند سال طول میکشد.
- میزان موفقیت این فرآیند به تعهد و همکاری هر دو طرف، بستگی دارد.
- انتخاب یک کوچ کاربلد و با تجربه که با نیازها و اهداف کسبوکار شما آشنا باشد، بسیار مهم است.
ترسیم مسیر رشد کسب و کار
اگر میپرسید که مهمترین وظیفهی بیزینس کوچینگ چیست؟ باید بگوییم ترسیم مسیری که یک کسبوکار باید بین جایی که امروز است و جایگاهی که میخواهد در آینده داشته باشد! این مسیر باید بهشکل واقعبینانه و با توجه به پتانسیل کسبوکار و نقاط ضعف و قوتش صورت بگیرد. یک مربی به شما کمک میکند که همهی جوانب و امکانات لازم را درنظر گرفته و زمانبندی مناسب و منطقیای هم برای این مسیر متصور شوید.
مزیت مهم بیزینس کوچینگ این است که فردی از بیرون و بدون پیشفرضها و قضاوتهای ذهنی شما به کسبوکارتان مینگرد. این فرد، تجارتهای موفق در حوزهی فعالیت را بههمراه مدلهای تجاری، روشهای حل مسئله و مسیری که طی کردهاند را بهخوبی میشناسد و توانایی آنالیز آنها را دارد. او مسیر کسبوکار شما را نیز با دادههای منطقی و ریاضیاش ترسیم میکند.
وظایف بیزینس کوچ چیست؟
آگاهی از وظایف بیزینس کوچ برای هر سازمان و فردی که به دنبال رشد و توسعه پایدار باشد، ضروری است. با درک این وظایف، افراد و سازمانها از توانمندیهای کوچینگ بهصورت بهینه بهرهبرداری کرده و به افزایش انگیزه، توسعه مهارتها و ایجاد تغییرات مثبت دست پیدا میکنند. در اینجا 10 مورد از اصلیترین وظایف یک بیزینس کوچ گفته شده که به شما در درک عمیقتر کمک خواهد کرد.
- گوش دادن فعال
بیزینس کوچ با تمرکز کامل بر روی گوینده، توجه به زبان بدن، لحن صدا و احساسات گوینده، به درک بهتری از نیازها و مشکلات مدیران و تیمها میرسد. با این مهارت بازخوردها دقیقتر و راهحلهای موثرتری پیشنهاد میشود. استفاده از تکنیکهای بازتابی و پرسیدن سوالهای باز به افزایش درک و ایجاد ارتباط مؤثرتر کمک میکند.
- پرسیدن سوالات کلیدی
پرسش سوالات کلیدی و دقیق، درک موانع را راحتتر میکند. همچنین کمک میکند به جوابهای جدید و نوآورانه برسید و از جهات دیگر به مسئله نگاه کنید. سوالهایی مانند:
- بزرگترین چالشهایی که با آن روبرو هستید چه چیزهایی هستند؟
- چه چیزی شما را از رقبا متمایز میکند؟
- از کجا مشتریان خود را پیدا میکنید؟
- چگونه امور مالی خود را مدیریت میکنید؟
- اگر میدانستید که شکست نمیخورید، چه کاری را انجام میدادید؟
- تعیین اهداف و استراتژیها
یکی از اصلیترین وظایف کمک به صاحبان کسبوکار در تعیین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت است. کوچ با همکاری مراجع، اهدافی مشخص و قابل اندازهگیری را تعیین میکند که در راستای رشد و توسعه کسبوکار یا فرد باشند.
- ارائه بازخورد و راهنمایی
ارائه بازخورد مستمر و دقیق، مدیران و صاحبان کسب و کار را در مسیر صحیح هدایت میکند. این بازخوردها میتوانند شامل نکات مربوط به بهبود عملکرد، بهبود فرآیندها و افزایش بهرهوری باشند.
- توسعه مهارتهای رهبری
از جنبههای مهم بیزینس کوچینگ، توسعه مهارتهای رهبری در مدیران است. فرض کنید شما مدیر یک سازمان هستید و گاهی در ایجاد انگیزه در تیم یا مدیریت منابع انسانی خود دچار مشکل میشوید. در این مسیر با کمک بیزینس کوچ مهارتهای ارتباطی، تصمیمگیری و مدیریت تیمها را بهبود ببخشید. این مهارتها برای مدیریت موثر و موفقیت کسبوکار بسیار حیاتی هستند.
- حل مسائل و چالشها
در مسیر رشد و توسعه کسبوکار، همواره چالشها و مسائل مختلفی بروز میکند. استفاده از دانش و تجربه یک شخص باتجربه، به مدیران کمک میکند تا این چالشها را شناسایی و راهحلهای مناسبی برای آنها پیدا کنند. این فرآیند میتواند شامل تحلیل مشکلات، بررسی راهحلهای مختلف و اجرای تصمیمات مناسب باشد.
- انگیزش و پشتیبانی
ایجاد یک محیط مثبت و حامی باعث میشود تیمها با انگیزه و انرژی بیشتری به کار خود ادامه دهند. این انگیزه میتواند به ارتقاء کارایی و بهبود نتایج کلی کسبوکار منجر شود.
- ارزیابی و پیگیری پیشرفت
بررسی نتایج و مقایسه آنها با اهداف تعیین شده به طور مرتب صورت میگیرد، این کار باعث رسیدن به درک بهتری از وضعیت کسبوکار میشود. بعد از بررسی نتایج در صورت نیاز، استراتژیها و برنامهها اصلاح خواهد شد.
- آموزش و توسعه حرفهای
با ارائه دورههای آموزشی و کارگاههای تخصصی، افراد دانش و مهارتهای جدیدی را به دست میآورند و در شغل خود پیشرفت میکنند. این دورهها میتوانند شامل موضوعاتی مانند مدیریت زمان، بهبود ارتباطات، رهبری مؤثر، حل مسائل، و تصمیمگیری استراتژیک باشند.
- مدیریت زمان و افزایش بهرهوری
مدیریت زمان از مهمترین عوامل افزایش بهرهوری است. بیزینس کوچ با استفاده از تکنیکهای مدیریت زمان مانند اولویتبندی کارها، سپردن کارها به دیگران، و بکارگیری از زمانهای خالی، بهرهوری را بالا میبرد. این فرآیند شامل یادگیری مهارتهای زمانبندی، جلوگیری از هدر رفتن وقت، و ایجاد روالهای کاری موثر است.
تغذیه تجارت با اطلاعات به روز و علمی
راهاندازی و مدیریت یک سازمان و حتی یک استارتاپ دونفره امری مشکل و وقتگیر است. پس از راهاندازی تجارت، معمولا درگیر امور اداری، لجستیکی، مدیریتی، مالی و غیرهی مختلفی میشویم که لزوما به دانش و حوزهی تخصص ما ارتباطی ندارند.
به دلایل ذکرشده و مشابه آنها، بسیاری از مدیران کسبوکار، پسازمدتی در رشتهی خودشان دیگر بهروز نیستند. چراکه فرصت مطالعه یا شاید حتی فکر در مورد موارد فنی و تکنیکی کسبوکارشان ندارند. موضوعی که نتیجهاش عدم رضایت مشتریان و باختن میدان رقابت به رقبای قدرتمندتر است. به همین دلیل نیز آنها پسازمدتی به فکر شرکت در سمینارها، کارگاهها و یا خرید انواع کتاب و سیدی میافتند. روشهایی که هیچکدام بهاندازهی بهرهگیری از خدمات بیزینس کوچینگ کارساز نخواهند بود.
یک مربی کسبوکار که در زمینهی فعالیت ما متخصص و آگاه نیز باشد بهخوبی میتواند این نقطهضعف را برای هر سازمانی پوشش دهد. حسن بزرگ او این است که مانند ما با چالشهای واقعی تجارت، تولید، مدیریت و نیز قوانین و مسائل روز آشنا و درگیر است.
توسعه مهارت های فردی
کوچینگ کسب و کار ، آموزش خود شما را نیز بهعنوان مدیر یا صاحب آن شامل میشود. شاید با تحصیل در دانشگاه در رشتهی تخصصیتان یا مطالعهی کتب و منابع علمی کافی بتوانید صلاحیت فنی لازم را برای راهاندازی یک تجارت در همان حوزه به دست بیاورید، اما شاید عادات، خلقیات، پیشفرضهای ذهنی و سبک زندگیتان همهی زحماتتان را به باد دهد. اعتمادبهنفس، نظم، انتقادپذیری، روش صحیح انتقادکردن و تصمیمگیری از مهمترین مهارتهای فردی هستند که در اداره و توسعهی هر سازمانی ضروری محسوب میشوند.
یک بیزینس کوچ، بهخوبی میداند که باید در شناسایی نقاط ضعف و تقویتشان در شما صبور باشد. اگر او به اندازهی کافی در کارش حرفهای و متخصص باشد، فضایی امن برای مطرح شدن این نقاط ضعف و کار کردن روی آنها فراهم میکند. در این زمینه او درست مانند مشاور عمل میکند؛ هرچند که اگر ضعف در مهارتهای فردی سبب مشکلات جدی در زندگی یا محیط کارتان شده، بهرهگیری از مشاورههای تخصصیتر روانکاوان نیز لازم است.
پرورش خصوصیات ضروری برای یک مدیر
علاوه بر پوشش نقاط ضعف، برای رهبری قدرتمند و هوشمندانه یک کسبوکار، باید برخی روحیات را در خود به وجود آورده و تقویت کنید. ریسکپذیری و مدیریت آن یکی از مهمترین این روحیات است. علاوه بر این، باید بتوانید ایدههای خلاقانه تولید کرده و آنها را پرورش دهید. توانایی تجزیه و تحلیل مسائل، به دور از تعصبات نیز دیگر روحیهای است که یک مدیر باید داشته باشد.
بیزینس کوچینگ به شما کمک میکند این روحیات را بسیار بیشتر از یک فرد معمولی در خود تقویت کنید. مربی شما برایتان تمرینهایی طراحی کرده و روند پیشرفتتان در این شاخصها را ارزیابی میکند. او همچنین به شما کمک میکند این ویژگیها را بهشکل فرهنگ سازمانی تعریف کنید تا همکاران و کارمندانتان نیز بتوانند آنها را کسب کرده و توسعه دهند.
انواع بیزینس کوچینگ
صاحبان کسبوکار نیازهای خود را باید بررسی کنند و برای افزایش بهره کاری بهترین نوع بیزینس کوچینگ را برای خود انتخاب کنند. این مدل باید تخصصی و نزدیکترین به حوزه کاری شما باشد.
البته به این نکته توجه داشته باشید که کوچ شما باید فردی باشد که اطلاعات بالاتری به حوزه کسبوکارتان داشته باشد. در این صورت کوچ درک بهتری از کار شما دارد و آشنایی بیشتری با حوزه فعالیتتان دارد. به عنوان مثال اگر شما در حوزه پزشکی و سلامت کار میکنید، بهترین کوچ برای شما میتواند یک پزشک باشد، که در این کار شناخت و اطلاعات بیشتری داشته باشد.
با توجه به نیازها و دغدغههای کسبوکارها، روشهای متفاوتی برای ارائه بیزینس کوچینگ معرفی شده است:
کوچینگ رهبری (Leadership Coaching)
کوچینگ اجرایی (Executive Coaching)
کوچینگ سازمانی (Organizational Coaching)
کوچینگ عملکرد (Performance Coaching)
کوچینگ شغلی (Career Coaching)
کوچینگ فروش (Sales Coaching)
کوچینگ کارکنان (Employee Coaching)
کوچینگ مهارت (Skill Coaching)
چه زمانی به بیزینس کوچینگ نیاز داریم؟
کسبوکارهای غیرحرفهای تا زمانی که مشکلی برایشان پیش نیاید به فکر کمک علمی و عملی گرفتن از بیرون نمیافتند. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، راهاندازی یا دستکم توسعهی هر فعالیت تجاری و مالی، پس از مراحل اولیهی خانگی و فردی، بدون دریافت مشاوره، نه غیرممکن اما تقریبا بیمعنی و بسیار غیرحرفهای محسوب میشود. بااینحال بهطورکلی در موارد زیر قطعا به کوچینگ کسب و کار نیاز خواهیم داشت:
- راهاندازی کسبوکار جدید
- نیاز به افزایش درآمد
- توسعهی محصولات و خدمات
- نیاز به توسعه بازار
- ارزیابی تصمیمات اتخاذشده یا در حال اتخاذ
- هماهنگ کردن جوانب مختلف شرکت مانند بودجه، نیروی انسانی، اهداف، فرهنگ سازمانی و غیره با یکدیگر
- نیاز به تعیین هدف و هویت برند
- نیاز به ایجاد ساختار در سازمان
- آسیبشناسی عملکرد سازمان پسازمدتی از شروع فعالیت
- ارزیابی عملکرد رهبری سازمان
- بهبود نقاط ضعف مهارتهای فردی مدیران و کارمندان مانند نظم و ارتباطات درونسازمانی
- تعیین روش مدیریت مناسب با توجه به فرهنگ سازمانی، بودجه و غیره
- نیاز به توسعهی هوش تجاری در مدیران و کارمندان
چطور یک بیزینس کوچ انتخاب کنیم؟
حال سوال مهمی که مطرح میشود این است که معیار انتخاب یک مربی خوب برای بیزینس کوچینگ چیست؟ در این بخش به این سوال با بررسی چهار معیار مهم پاسخ میدهیم.
اعتبار و سابقه کار موفق
پیش از هرچیز هنگام انتخاب یک بیزینس کوچ باید اعتبار و موفقیت او در هدایت کسبوکارهای دیگر را بررسی کنید. البته موفقیت یا شکست فرد یا سازمانی را نمیتوان تماما به پای مربیاش گذاشت؛ اما بههرحال مهمترین مدرک دال بر موفقیت بیزینس کوچ نیز سوابق کاری اوست. برای ارزیابی اعتبار بیزینس کوچها معیارهای زیر میتوانند مفید باشند:
- درجهی شناختهشدگی بین همکاران و رقبا
- نظرات دیگران در مورد او
- مدارک و درجات علمی کسبشده از سوی او
- میزان سابقهی کار
- برخورداری از شرکت ثبتشده با آدرس مراجعه حضوری
- تالیفات و ترجمهها
- میزان ارتباط با کسبوکارهای داخلی و خارجی
مهارت ارتباطی و برخورد حرفه ای
نمیتوان فرد یا شرکتی را در بیزینس کوچینگ موفق دانست؛ درحالیکه خودش به ابتداییترین اصول این حرفه بیتوجه است. پیش از عقد قرارداد و شروع رسمی کار با یک مربی کسبوکار، حتما با او جلسهای با هدف آشنایی و مشاوره برگزار کنید. اگر مربیای چنین خدمتی را ارائه ندهد؛ باید آن را یک زنگ خطر یا پرچم قرمز بهحساب آورد. سپس باید به سوالات زیر و مشابه آنها پاسخ دهید:
- آیا رفتار بیزینس کوچ و کارمندانش با شما پیش از برگزاری جلسه احترامآمیز است؟
- آیا آنها خوشقول بوده و به زمان تعیینشده برای جلسه پایبند هستند؟
- آیا مربی در طول جلسه، مهارت های ارتباطی مناسبی دارد؟ آیا بهاندازهی کافی به صحبتهای شما گوش میدهد؟
- آیا مربی در پاسخ هایش شفاف است یا به ذکر اصول کلی و تعریف از خودش اکتفا میکند؟
ارائه برنامه تخصصی با توجه به نیاز شما
بیزینس کوچینگ یک رشتهی تخصصی با شاخههای متعدد است. افراد متخصص در این زمینه، شرکتها را در امور مالی، بازاریابی و فروش، توسعهی سازمان و نیروی انسانی، توسعهی فردی و غیره هدایت میکنند. اما نکتهی مهم این است که یک مربی حرفهای باید ابتدا نقاط ضعف و نیازهای شما را شناسایی کرده و خدمات خود را بهشکل سفارشیسازیشده برای شما، شکل دهد.
با توجه به نوظهور بودن این حرفه در کشور ما، بسیاری از افراد تنها با اکتفا به اطلاعاتی که در طول تحصیل یا از سمینارها یا کتابها کسب کردهاند، برای همهی کسبوکارها اصطلاحا یک نسخه را تجویز میکنند. درنهایت نیز با اتکا به اینکه این اصول، علمی و ثابتشده هستند، عدم موفقیت شرکتها را متوجه خودشان و کمکاریشان میدانند.
شاید کسبوکار شما در برخی زمینهها بهخودیخود خوب عمل کند و تنها در برخی دیگر به راهنمایی نیاز داشته باشد. مربی حرفهای باید با کمک خود شما تعیین کند دلیل نیازتان به بیزینس کوچینگ چیست؟ سپس باید برنامهای مدون، بودجهبندی و زمانبندیشده به شما ارائه کرده و با ضمانتهای قانونی، متعهد به انجام آنها شود.
مهارت های نرم لازم برای موفقیت در بیزینس کوچینگ
یک مربی کسبوکار برای اینکه بتواند مهارتهای نرم (Soft Skills) را در مشتری خود ایجاد یا تقویت کند، باید خود از آنها برخوردار باشد. این مهارتها ذاتی هستند و اگر آنها را در خود نمیبینید باید حداقل، انگیزهی ایجاد و تقویتشان را داشته باشید:
- توانایی کنترل احساسات
- اعتمادبهنفس
- توانایی تصمیمگیری
- هوش احساسی و توانایی تاثیرگذاری حسی بر دیگران
- توانایی ارزیابی روندها بدون تعصبات
- صبر و حوصله
- انتقادپذیری
- توانایی تفکر استراتژیک و قضاوت منطقی بر اساس واقعیات و اعداد و ارقام
- توانایی شنوندگی و گفتگوی فعال و همدلانه
- توانایی برقراری ارتباطات اجتماعی موثر
- برنامهریزی شخصی روزانه و پایبندی به آنها
مزایای بیزینس کوچینگ چیست:
1) توسعه مهارتهای رهبری
با استفاده از تکنیکهای پیشرفته و تمرینات هدفمند، تواناییهای خود را در مدیریت تیمها، حل مسائل پیچیده و اجرای تصمیمات استراتژیک تقویت کنید. این فرآیند شامل بهبود مهارتهای ارتباطی، افزایش قدرت حل مسئله و توانایی در هدایت تیمها به سوی اهداف سازمانی است. با ایجاد یک محیط کاری مثبت و پویا، فرهنگ سازمانیای را ایجاد کنید که مبتنی بر همکاری، خلاقیت و رشد مستمر است. این مهارتها و نگرشها در نهایت به موفقیت پایدار و رشد کسبوکار شما منجر خواهد شد.
2) یک زاویه دید جدید!
زمانی که درون یک مسئله هستید به دلیل درگیری با جزئیات، نمیتوانید جنبههای بیرونی و کلیتر آن را ببینید. این محدودیت در دیدگاه باعث میشود که راهحلهای نوآورانه کمتر به ذهن برسند. حضور فردی که از بیرون به مسئله نگاه میکند، بسیار مؤثر است. این فرد دقیقا مانند یک چشم عینی، از زوایا و ابعاد دیگر به مسائلی که از نظر شما پنهان مانده، نگاه میکند. در نتیجه، راهحلهای جدیدی پیشنهاد میشود که به روند حل مسئله سرعت میبخشد تا با دیدی جامعتر به موضوع نگاه کنید.
3) همیشه تردید دارید؟
حتما برای شما هم پیش آمده ایدهای به ذهنتان میرسد اما در اجرا کردن آن دو دل هستید یا برای برطرف کردن یک مشکل دو راه حل وجود داشته باشد اما شما ندانید که کدام به سود شما و دیگری به زیان شماست. این تردیدها بخشی طبیعی از تصمیمگیری هستند. در چنین مواقعی، تحلیل دقیق و بررسی جوانب مختلف هر گزینه ضروری است.
بهرهمندی از دانش و تخصص یک فرد مجرب، کلید حل مسائل پیچیده و دستیابی به بهترین راه حلهاست.
4) رفتن به یک سطح بالاتر
وقتی یک فرد کارکشته و با مهارت کنار شما قرار میگیرد، به طبع شما هم از او تاثیر میپذیرید و از دانش او بهره میبرید. در نتیجه، طی گذر زمان عملکردتان در شناسایی نقاط ضعف و قوت و انتخاب استراتژی مناسب برای کسبوکارتان افزایش پیدا میکند. تأثیر این فرد، توانایی شما در اجرای استراتژیهای مناسب و بهینهسازی رویکردهایتان را افزایش میدهد. این همراهی به رشد مهارتها و پیشرفت و توسعه کسبوکارتان کمک شایانی میکند.
5) آتش انگیزه را روشن کنید
کمک در تعریف دقیقتر اهداف، اعتماد به نفس افراد را بالا میبرد و نقاط قوت و ضعفشان را شناسایی میکند. کوچینگ با ارائه بازخوردهای سازنده و تشویق مستمر، افراد را ترغیب میکند تا در مواجهه با موانع بهتر عمل کنند و مهارتها و دانش خود را توسعه دهند. همچنین با ایجاد شبکههای حرفهای و ارتباطات مؤثر، فرصتهای جدیدی را فراهم میآورد. این شبکهها و ارتباطات، انگیزه برای دستیابی به موفقیتهای بیشتر را به طور قابلتوجهی افزایش میدهند.
6) مدیریت زمان
زمان از بزرگترین داراییهای ماست، آن هم در موقعی که فناوری و کسبوکارها ثانیه به ثانیه در حال پیشرفت هستند. برای همین باید دنبال راهی باشیم که در کمترین زمان بیشترین مقدار سود را داشته باشیم.
بیزینس کوچینگ مهارتهای مدیریت زمان را به شما یاد میدهد. این فرآیند، در برنامهریزی بهتر و مدیریت اولویتها برای انجام وظایف به طور مؤثرتر همراه شماست.
7) از ایدههای خود نترسید
خلاقیت و نوآوری برای کشف راهکارهای جدید و رسیدن به یک دید تازه در کسبوکار اهمیت حیاتی دارد. ریسکهای حساب شده را بپذیرید و نترسید.
اما چطور میتوان باعث رشد و افزایش آن شد؟
با کمک کوچینگ کسبوکار، خلاقیت و نوآوری سازمانها تقویت میشود. خلاقیت پیش زمینه رسیدن به ایدههای نو است، کوچینگ در کنار شما ایدههایتان را میبیند و کمک میکند ایدههای خود را تحلیل کنید و به راحتی به نتیجه نهایی برسید.
Subscribe
Report
My comments